دیوان حافظ – یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد
به وداعی دلِ غمدیدهٔ ما شاد نکرد

آن جوانبخت که می‌زد رقمِ خیر و قبول
بندهٔ پیر ندانم ز چه آزاد نکرد

کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک
رهنمونیم به پایِ عَلَمِ داد نکرد

دل به امّیدِ صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغِ سحر
آشیان در شِکَنِ طُرِّهٔ شمشاد نکرد

شاید ار پیکِ صبا، از تو بیاموزد کار
زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد

کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد
هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد

مطربا پرده بگردان و بزن راهِ عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد

غزلیاتِ عراقیست سرودِ حافظ
که شنید این رهِ دلسوز که فریاد نکرد





  دیوان حافظ - زلف‌آشفته و خوی‌کرده و خندان‌لب و مست
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتی یذوق منه کاسا من الکرامه
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

کلروفرم

(کُ لُ رُ فُ) [ فر. ] (اِ.) مایعی است بی رنگ و بیهوش کننده به فرمول ۳ CHCl که از اثر استخلاف سه اتم ئیدروژن متان به وسیله سه اتم کلر بدست می‌آید. این ماده در پزشکی به ...

کلروفیل

(کُ لُ رُ) [ فر. ] (اِ.) ماده سبز رنگی در گیاهان که کار فتوسنتز را در یاخته انجام دهد، سبزینه (فره).

کلروپلاست

(کُ لُ رُ پِ) [ فر. ] (اِ.) دانه‌های ریز دارای سبزینه که در یاخته‌های گیاهی یافت می‌شود، سبزدیسه. (فره).

کلس

(کِ) [ معر. ] (اِ.) آهک زنده را گویند که عبارت از اکسید کلسیم به فرمول Cao (آهک زنده آهکی است که در نتیجه حرارت دادن به سنگ آهک (Ca 3 Co) در کوره بدست می‌آید).

کلسیم

(کَ یُ) [ فر. ] (اِ.) عنصری است با علامت شیمیایی CU، نرم و محلول در آب. در طبیعت به صورت سنگ‌های آهکی و مرمر وجود دارد این عنصر ماده اصلی سازنده استخوان، دندان، برگ درختان و صدف است.

کلف

(کَ لَ) [ ع. ] (اِ.) لکه، لکه‌هایی که بر روی ماه و خورشید دیده می‌شود.

کلف

(~.) (اِ.) = کلب. کلپ: منقار مرغ.

کلفت

(کُ فَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مشقت، رنج، زحمت، سختی.
۲- خدمتکار زن، کنیز.

کلفت

(کُ لُ) (ص.) ستبر، ضخیم. ؛ ~ بار کسی کردن سخنان تلخ و زننده به او گفتن.

کلفهشنگ

(کَ فَ شَ) (اِ.) استالاکتیت، قندیل یخی که در ایام زمستان در زیر ناودان‌ها بسته می‌شود. گلفهشنگ و کلفخشنگ و کلفهسنگ هم گویند.

کلل

(کَ لَ) (اِ.) پری که پادشاهان و دلیران در رزم و جوانان زیبا در بزم بر سر دستار و کلاه می‌زدند، جیغه، جغه.

کلم

(کَ لَ) (اِ.) یکی از سبزی‌ها که به مصرف غذایی می‌رسد و بر چند نوع است: کلم برگ، کلم سنگ یا قمری، کلم پیچ که حاوی مقدار زیادی ویتامین ث می‌باشد.

کلم

(کَ لِ) [ ع. ] (اِ.) ج. کلمه.

کلمات

(کَ لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ کلمه.

کلمات قصار

(~ ق) [ ع. ] (اِمر.) جمله‌ها و عبارت‌های کوتاه و پندآموز.

کلماسنگ

(کَ سَ) (اِ.) فلاخن.

کلمن

(کَ مَ) [ معر. ] (اِ.) صورت چهارم از صور هشتگانه ابجدی.

کلمن

(کُ مَ) [ انگ. ] (اِ.) نام تجاری یخدان.

کلمه

(کَ لَ مَ یا مِ) [ ع. کلمه ] (اِ.)
۱- سخن، گفتار.
۲- یک جزو از کلام، لفظ معنی دار.
۳- مجموعه حروفی که یک واحد را تشکیل دهند در دستور زبان فارسی معمولاً کلمه را به نه بخش تقسیم کنند: ...

کلمه الله

(کَ لِ مَ هُ لْ لا) [ ع. ] (اِمر.)
۱- کلمه خدا.
۲- عیسی (ع).


دیدگاهتان را بنویسید