دیوان حافظ – نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد

نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد

نسیمِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد
که روزِ محنت و غم رو به کوتهی آورد

به مُطربانِ صَبوحی دهیم جامهٔ چاک
بدین نوید که بادِ سحرگهی آورد

بیا بیا که تو حورِ بهشت را رضوان
در این جهان ز برایِ دلِ رهی آورد

همی‌رویم به شیراز با عنایتِ بخت
زهی رفیق که بختم به همرهی آورد

به جبرِ خاطرِ ما کوش کـ‌این کلاهِ نمد
بسا شکست که با افسرِ شهی آورد

چه ناله‌ها که رسید از دلم به خرمنِ ماه
چو یادِ عارضِ آن ماهِ خرگهی آورد

رساند رایتِ منصور بر فلک حافظ
که اِلتِجا به جنابِ شهنشهی آورد






  دیوان حافظ - آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید

کلب اعظم

(~. اَ ظَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ بزرگ. یکی از صورت‌های فلکی جنوبی که به شکل سگ بزرگی فرض شده‌است و ستاره پُر نور و معروف آن شعرای یمانی یا تیشتر است.

دیدگاهتان را بنویسید