دیوان حافظ – بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد

دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا
درش بِبَست و کلیدش به دل‌سِتانی داد

شکسته‌وار به درگاهت آمدم، که طبیب
به مومیاییِ لطفِ توام، نشانی داد

تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاریِ ناتوانی داد

برو معالجهٔ خود کن ای نصیحت‌گو
شراب و شاهدِ شیرین، که را زیانی داد؟

گذشت بر منِ مسکین و با رقیبان گفت
دریغ، حافظِ مسکینِ من، چه جانی داد






  دیوان حافظ -  سحرم دولت بیدار به بالین آمد
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید
ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

کلاک

(کُ) (اِ.) تهی، میان خالی.

کلاک

(~.) (اِ.) = کولاک:
۱- موج بزرگ دریا.
۲- طوفان.

کلاکموش

(کَ) (اِمر.) موش صحرایی، موش دشتی، کلاوو.

کلب

(کَ لَ) (اِ.) منقار مرغان.

کلب

(کَ) [ ع. ] (اِ.) سگ. ج. کلاب.

کلب اصغر

(~. اَ غَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ کوچک. یکی از صورت‌های فلکی جنوبی است که به شکل سگ کوچکی فرض شده‌است و ستاره معروف آن شعرای شامی یا غمیصاء می‌باشد.

کلب اعظم

(~. اَ ظَ) [ ع. ] (اِمر.) سگ بزرگ. یکی از صورت‌های فلکی جنوبی که به شکل سگ بزرگی فرض شده‌است و ستاره پُر نور و معروف آن شعرای یمانی یا تیشتر است.

کلب اکبر

(~. اَ بَ) نک کلب اعظم.

کلبتین

(کَ بَ تِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ابزاری انبرک مانند که با آن در سابق دندان می‌کشیدند.
۲- انبر آهنگران.

کلبه

(کُ بَ یا بِ) (اِ.) خانه کوچک، کومه.

کلتبان

(کَ تَ) (ص.) نک قلتبان.

کلته

(کَ تِ) (ص.)
۱- حیوان پیر و از کار افتاده.
۲- کسی که زبانش می‌گیرد و قادر به ادای کامل کلمات نیست.
۳- بریده دم.

کلثوم

(کُ) [ ع. ]
۱- (ص.) رخسار بی ترش - رویی.
۲- نامی است از نام‌های زنان. ؛~ ننه کنایه از: زن سالمند با اعتقادات کهنه و قدیمی شده یا خرافی.

کلج

(کَ یا کِ) (اِ.) سبد گرمابه و کناس که بدان سرگین و پلیدی‌ها را کشند.

کلج

(کُ) (اِ.) چین و شکن.

کلجان

(کَ) (اِ.) مزبله، جای ریختن خاکروبه و زباله.

کلخچ

(کَ لَ) (اِ.) چرک، چرک بدن.

کلده

(کَ دَ یا دِ) (اِ.) زمین سخت، زمین بی حاصل.

کلر

(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) گازی است سمّی به رنگ زرد مایل به سبز با بوی تند و خفه کننده که در آب قابل حل است، علامت شیمیایی آن CL است.

کلرات

(کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) نام عمومی کلیه املاح منسوب به اسید کلریک H 3 Clo یکی از مشهورترین آنها کلرات پتاسیم است.


دیدگاهتان را بنویسید