دیوان حافظ – نفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد

نفس باد صبا مشک‌فشان خواهد شد

نفسِ بادِ صبا مُشک‌فشان خواهد شد
عالَمِ پیر دگرباره جوان خواهد شد

ارغوان جامِ عقیقی به سمن خواهد داد
چشمِ نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تَطاول که کشید از غمِ هجران بلبل
تا سراپردهٔ گل نعره‌زنان خواهد شد

گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد

ای دل ار عشرتِ امروز به فردا فکنی
مایهٔ نقدِ بقا را که ضِمان خواهد شد؟

ماه شعبان مَنِه از دست قدح، کاین خورشید
از نظر تا شبِ عیدِ رمضان خواهد شد

گل عزیز است غنیمت شِمُریدَش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد

مطربا مجلسِ انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد؟

حافظ از بهر تو آمد سویِ اقلیمِ وجود
قدمی نِه به وداعش که روان خواهد شد





  دیوان حافظ - آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره مخموری کرد
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

هفت عروس

(~. عَ) (اِمر.) کنایه از: هفت سیاره.

هفت ماهه

(هَ. هِ) (ص مر.)
۱- آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد. ؛ ~ بودن (زاییدن) (کن.) بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.

هفت مردان

(~. مَ) (اِمر.) مردان خدا که شامل هفت دسته‌اند: اقطاب، ابدال، اخیار، اوتاد، غوث، نقباء، نجباء.

هفت منزل

(~. مَ زِ) [ فا - ع. ] (اِمر.) کنایه از: هفت آسمان.

هفت و دوازده

(هَ تُ دَ دَ) (اِ.) منظور هفت سیاره و دوازده برج است.

هفت و هشت

(هَ تُ هَ)(اِمر.)
۱- هفت یا هشت عدد از چیزی.
۲- (کن.) گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز.
۳- آواز سگ.

هفت پدر

(~. پِ دَ) (اِمر.) کنایه از: هفت سیاره.

هفت پرگار

(~. پَ) (اِمر.) هفت آسمان.

هفت چتر

(~. چَ)(اِمر.)کنایه از: هفت آسمان.

هفت کشور

(~. کِ وَ) (اِ.) نک هفت اقلیم.

هفت کواکب

(~. کَ ک) [ فا - ع. ] (اِمر.) هفت سیاره.

هفت کچلان

(~. کَ چَ) (اِمر.) (عا.) داشتن عایله خصوصاً اطفال قد و نیم قد بسیار.

هفت گنج

(~. گَ) (اِمر.) از آهنگ‌های موسیقی قدیم ایران.

هفت گوی

(~.) (اِمر.) هفت آسمان.

هفته

(هَ تِ) (اِ.) مجموع هفت روز یعنی از صبح شنبه تا شب شنبه دیگر، هر چهار هفته یک ماه است.

هفتورنگ

(هَ تُ رَ) (اِمر.) صورت فلکی خرس بزرگ.

هفتگی

(هَ تِ) مربوط یا مخصوص به یک هفته.

هفهف

(هَ هَ) (اِ.) صدا و آواز سگ.

هفهفو

(هَ هَ) (ص.) (عا.) پیر، سالخورده.

هفوت

(هَ وَ) [ ع. ] (اِ.) لغزش، خطا.


دیدگاهتان را بنویسید