دیوان حافظ – روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد

روزِ هجران و شبِ فُرقَتِ یار آخر شد
زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تَنَعُّم که خزان می‌فرمود
عاقبت در قدمِ بادِ بهار آخر شد

شُکرِ ایزد که به اقبالِ کُلَه گوشهٔ گُل
نَخوَتِ بادِ دی و شوکتِ خار آخر شد

صبحِ امّید که بُد معتکفِ پردهٔ غیب
گو برون آی که کارِ شبِ تار آخر شد

آن پریشانیِ شب‌هایِ دراز و غمِ دل
همه در سایهٔ گیسویِ نگار آخر شد

باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز
قصهٔ غصه که در دولتِ یار آخر شد

ساقیا لطف نمودی قدحت پُر مِی باد
که به تدبیرِ تو تشویشِ خُمار آخر شد

در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را
شُکرْ کان محنتِ بی‌حدّ و شمار آخر شد





  دیوان حافظ - عشق تو نهال حیرت آمد
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

تو مو می بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو او اشارت های ابرو
«وحشی بافقی»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

کاپوچینو

(پُ نُ) [ ایتا. ] (اِ.) نوعی قهوه که به همراه شیر داغ صرف شود.

کاپیتال

[ فر. ] (اِ.) سرمایه، ثروت، دارایی.

کاپیتالیسم

[ فر. ] (اِ.)
۱- سرمایه داری.
۲- تفوق سرمایه داران در امور صنعتی.

کاپیتان

[ فر. ] (اِ.)
۱- سروان، فرمانده.
۲- خلبان.
۳- ناخدا.
۴- رهبر یک تیم ورزشی، سر ی ا ر (فره).

کاپیتولاسیون

(تُ) [ فر. ] (اِ.) حقی که به اتباع بیگانه در مملکتی دهند مبنی بر این که اگر در آن کشور جرمی مرتکب شدند در محاکم خود آن کشور محاکمه نشوند بلکه در محکمه‌های مربوط به دولت خود محاکمه شوند.

کاپیچ

(ص فا. اِ.)
۱- لفافه‌ای که زردوزان برای قماش سازند.
۲- دسته و بسته.

کاچ

(اِ.)
۱- آبگینه.
۲- شیشه ساییده شده که کاسه گران روی طبق و کاسه ناپخته مالند.

کاچ

(اِ.) تارک سر، فرق سر. کاج و کاچک نیز گویند.

کاچار

(اِ.) آلات و ادوات، اسباب خانه.

کاچال

(اِ.) ضروریات، وسایل خانه از هر چیز.

کاچه

(چِ) (اِ.)
۱- چانه و زنخ.
۲- خوشی، طرب. کچول هم گفته شده.

کاچول

(اِ.) حرکت و جنبش سرین هنگام رقص.

کاچی

(اِ.) غذایی شبیه حلوا که از شکر و آرد و روغن درست کنند.

کاچیک

(اِ.) شیره انگور، شیره مویز.

کاژ

(ص.) لوچ و احول.

کاک

(اِ.)
۱- مرد.
۲- مردمک چشم.
۳- هر چیز خشکیده و باریک.
۴- میان تهی.

کاک

(اِ.) سر زبان، نوک زبان.

کاک

(اِ.) نانی که از آرد خشکه با روغن و شیر پزند.

کاکا

(اِ.)
۱- برادر بزرگتر.
۲- غلام.

کاکا

(اِ.)
۱- مربی خان زادگان، لله بزرگ - زادگان، اتابیک.
۲- غلامی قدیمی که در خانه پیر شده باشد.


دیدگاهتان را بنویسید