دیوان حافظ – مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد

رقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشت
مگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟

مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخش
که سازِ شرع از این افسانه بی‌قانون نخواهد شد

مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم
کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد

شرابِ لعل و جایِ امن و یارِ مهربان ساقی
دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ حافظ
که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد




  دیوان حافظ - سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من
گر چه سخن همی‌برد قصه من به هر طرف
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

کل مرغ

(کَ مُ) (اِمر.) نوعی کرکس که سر وی پر ندارد.

کل مکل

(کَ مَ کَ) (اِمر.) (عا.) شور و غوغا، قال و مقال.

کل کل

(کَ کَ) (اِ.) بیهوده گویی، هرزه گویی.

کلا

(کُ) (اِ.) وزغ، غوک.

کلا

(کَ لّ) [ ع. ] (حر.) حرف رد و انکار به معنی چنین نیست.

کلائت

(کِ ئَ) [ ع. کلائه ]
۱- (مص م.) نگهبانی کردن.
۲- (اِمص.) حفظ، نگهبانی.

کلات

(کَ) [ طبر. ] (اِ.) قلعه یا ده بزرگی که بر سر کوه و یا پشته بلندی ساخته باشند.

کلاته

(کَ تِ) (اِ.) نک کلات.

کلاجو

(کَ) (اِ.) پیاله، پیاله شراب خوری یا قهوه خوری.

کلارینت

(کِ نِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از سازهای بادی.

کلاس

(کِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- درجه، مرتبه.
۲- اتاق درس.
۳- سال تحصیلی.
۴- (عا.) طبقه اجتماعی.

کلاسمان

(کِ) [ فر. ] (اِ.) طبقه بندی، رده بندی.

کلاسنک

(کَ سَ) (اِ.) فلاخن.

کلاسه

(کِ س) [ فر. ] (اِ.)
۱- آن چه در رده‌ها یا طبقه‌های مشخص مرتب و دسته بندی شده باشد، رده بندی شده، طبقه بندی. (فره).
۲- نمره پشت پرونده.

کلاسور

(کِ سُ) [ فر. ] (ص.) (اِ.) جزوه دان.

کلاسیک

(کِ) [ فر. ] (ص.)
۱- آن چه که معمول و رایج است و جدید نیست.
۲- هر نوشته و اثر هنری که مطابق اصول و قواعد معمول قدیم باشد.
۳- فراگیری دانش یا فنی از طریق مدرسه و دانشگاه.
۴- به عنوان یک ...

کلاش

(کَ لّ) (اِ.) قلاش، ولگرد، مفت خوار.

کلاشینکف

(کِ کُ) [ از روس. ] (اِ.) از انواع سلاح خودکار و نیمه خودکار دارای دستگاه نشانه روی مکانیکی و دو نوع قنداق ثابت و تاشو.

کلاعت

(کِ عَ) [ ع. کلاعه ] (اِمص.) حفظ، نگهبانی، حمایت.

کلاغ

(کَ) (اِ.) پرنده‌ای است دارای قد متوسط که دارای پرهای سیاه (در قسمت سر و بال و دم و گردن) ولی در ناحیه پشت و شکم دارای پرهای خاکستری مایل به سفید است و انواع مختلف دارند. کلاغ تقریباً همه ...


دیدگاهتان را بنویسید