دیوان حافظ – روز وصل دوستداران یاد باد

روز وصل دوستداران یاد باد

روز وصلِ دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران، یاد باد

کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت
بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارِغَند از یادِ من
از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق‌گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مُدام
زنده رودِ باغ‌ِ کاران یاد باد

رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند
ای دریغا رازداران یاد باد





  دیوان حافظ - حسن تو همیشه در فزون باد
در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید

خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
«حافظ»

فرهنگ معین

واژه مورد نظر خود را جستجو کنید
جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

دارت

(رْ) [ انگ. ] (اِ.) اسباب ورزش و بازی به صورت صفحه‌ای با دایره‌های تو در تو (یا شماره) که توسط پیکانی از فاصله‌ای معین به سوی صفحه نشانه گیری می‌کنند.

دارجلینگ

(جِ) [ هند. ] (اِ.) نام تجاری نوعی چای مرغوب که در شمال هند کشت می‌شود.

دارحلقه

(حَ قِ) [ ع - فا. ] (اِ.) یکی از اسباب‌های ژیمناستیک شامل دو حلقه آویخته از میله‌ای به ارتفاع ۵/۵ متر که ورزشکار با گرفتن حلقه‌ها و آویزان شدن از آن به اجرای حرکات نمایشی می‌پردازد.

دارخال

(اِمر.)
۱- درختی که آن را پیوند نکرده باشند.
۲- درخت تازه نشانده شده.

داردار

(ق مر.) درنگ و کندی در انجام کار.

داردار کردن

(کَ دَ) (مص م.) به صبر و درنگ واداشتن.

دارس

(رِ) [ ع. ] (اِفا.) کهنه، فرسوده.

دارشکنک

(ش کَ نَ) (اِمر.) دارکوب.

دارنده

(رَ دِ یا دَ) (ص فا.)
۱- آن که چیزی را دارد، صاحب، مالک، خداوند.
۲- چیزدار، ثروتمند، مال دار.

داره

(رِ یا رَ) (اِ.) وظیفه، راتبه.

دارو

[ په. ] (اِ.)
۱- آن چه پزشک برای درمان بیمار تجویز می‌کند.
۲- درمان.

داروبرد

(بَ) (اِمر.) کر و فر، گیرودار.

داروخانه

(نِ) (اِمر.) دواخانه، محل فروش دارو، دراگ استور.

داروزین

(وِ زِ) (اِ.) نک دارافزین.

داروساز

(ص فا.) کسی که دارو می‌سازد، آن که دوا تهیه می‌کند، دواساز.

داروسازی

۱ - (حامص.) عمل داروساز.
۲- (اِمر.) کارخانه‌ای که در آن دارو تهیه می‌کنند.

داروغه

(غِ) [ تر. ] (اِ.)
۱- رییس پاسبانان.
۲- محافظ قریه یا شهر.

داروگر

(گَ) (ص.) داروساز، داروفروش.

داروینیسم

[ انگ. ] (اِ.) عقاید چارلز داروین (۱۸۰۲ - ۱۸۸۹) طبیعی دان انگلیسی که اساس آن اعتقاد به تکامل جانداران از ساده به پیچیده‌است.

دارچین

(اِمر.) درختی است که بیشتر در هندوستان و چین می‌روید، جزو رده دولپه‌ای‌های جدا گلبرگ می‌باشد و همیشه سبز است. گل‌های منظم و سفید مایل به زرد دارد، پوست آن را هم که قهوه‌ای رنگ است دارچین می‌گویند که به ...


دیدگاهتان را بنویسید